محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
387
تحفه خانى ( فارسى )
صفرا باشد علامت تپ نيز محرقست و شدت سرفه و خشكى آن و زردى آنچه مدفوع مىشود و سرعت نبض و تواتر آن و بسيارى بستگى و راحت يافتن از هواى سرد و خليدن محل ورم و گفتن هذيان بواسطه تصاعد بخارات بدماغ و پريشانى عقل درين سبب و علاج او نيز فصد است اما از جائى كه ورم در آن جانب است و درين فصد كه از جانب ورم است نبايد ترسيد از صد و خون به وضع ورم همچنانكه در ماده دموى ترسيده مىشد و به خوردن شربت است هر صباح و يا خمير بنفشه و يا شربت خشخاش از هركدام كه باشد ده درم با ترنجبين صافى پانزده درم و يا جلّاب از عناب ده عدد و قند سفيد ده درم و ترنجبين صافى ده درم اوّل عناب را در قدرى آب بر وجهى كه رسم است طبخ كرده صافى ساخته قند و ترنجبين مذكور آميخته نيمگرم بايد اختيار كرد و غذا ماء الشعير مخلوط با شربت بنفشه و روغن بادام از هريك ده درم در سى درم ماء الشعير و تليين طبيعت بمطبوخ مذكور در علاج دموى بعد از تنقيه تامه سعى در تبريد و ترطيب مزاج عليل بايد كرد باشربه و اغذيه كه منافى سرفه نباشد و سبب زيادتى آن نشود بايد كرد مثل شير خرفه پانزده مثقال با ده درم قند سفيد و يا آب خيار و يا به آب هندوانه از هركدام كه حاضر باشد پانزده مثقال با ده درم قند سفيد و يا ده درم ترنجبين صافى و غذا ماء الشعير مذكور و با روغن بادام اين در صورتيست كه تپ و سرفه باقى باشد و اما اگر تپ و سرفه تمام زايل شده باشد غذا ماش مقشر و شيرهء بادام و يا شيره مغز تخم كدو و اسفاناخ است و يا در آش برگ خرفه و برگ كاهو و برگ معجر دخترك است كه معروف و مشهور است و مريض را درين مرض اگر قوت هست در غذا تفليل بايد كرد و به خوردن آب انار شيرين و اندكاندك از سيب شيرين تعلل بايد كرد و آنچه بديناند و از فواكه